ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
|
هیئت مکتب الزهرا (س)امامزاده محمد(ع) گوریگاه
طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی/
بیشتر با دیدن مادر خجالت می کشد/
تا عروج فاطمه جبریل را هم راه نیست/
در مسیر عرش، بال و پر،خجالت می کشد/
|
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
تسبیحی بافته ام؛
نه از سنگ، نه از چوب، نه از مروارید
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام
تا برایت دعا کنم هرآنچه را که آرزو داری
التماس دعا در شب های قدر
رمزها در رمضان است، خدا می داند
برتر از فهم و گمان است، خدا می داند
موسم بندگی چشم و زبان و گوش است
نه همین صوم دهان است خدا می داند
بار عام و، همه مهمان خداوند کریم
ماه آزادی جان است، خدا می داند . . .
امام مهدی(عج) | |
---|---|
مسجد جمکران در قم.
|
|
نقش | امام دوازدهم شیعیان |
نام | محمد بن حسن |
کنیه | ابوالقاسم، اباصالح |
زادروز | ۱۵ شعبان، سال ۲۵۵ قمری یا ۲۵۶ق. |
زادگاه | سامرا |
مدت امامت | هنوز ادامه دارد |
لقب(ها) | مهدی، بقیة الله، قائم، صاحب الزمان |
پدر | حسن بن علی |
مادر | نرجس خاتون |
امامان شیعه |
محمد بن حسن (متولد ۲۵۵ق)، مشهور به امام مهدی، امام زمان و حجت بن الحسن، دوازدهمین امام شیعیان امامی. بر اساس منابع شیعی، تولد امام زمان مخفی داشته شد و جز چند تن از یاران خاص امام حسن عسکری(ع)، کسی امام دوازدهم را ندید. به باور امامیه، امام مهدی(ع) منجی آخر الزمان و همان مهدی موعود است، عمری دراز دارد و دورانی طولانی را در غیبت زندگی خواهد کرد. او سرانجام به اراده الهی ظهور و قیام میکند و به عدل و داد بر جهان حکومت خواهد کرد.
برخی از شیعیان در دوره کوتاه پس از درگذشت امام حسن عسکری، دچار تردید شدند و توقیعات امام زمان که عموما خطاب به شیعیان نوشته میشد و توسط نائبان خاص به اطلاع مردم میرسید، موجب تثبیت دوباره تشیع شد. امام زمان پس از درگذشت امام یازدهم، در غیبت صغری به سر برد و در این مدت، چهار نائب خاص، ارتباط شیعیان با امام زمان را آسان میکردند، اما با آغاز غیبت کبری در سال ۳۲۹ق، ارتباط مستقیم شیعیان با امام زمان پایان یافت.
تفاسیر شیعه، با اتکا به روایات معصومین، پارهای از آیات قرآن کریم را درباره امام زمان دانستهاند. روایات بسیاری از ائمه درباره امام زمان، زندگی و غیبت و حکومت او نقل شده و کتابهای حدیثی فراوانی با هدف نقل این روایات نوشته شده است. علاوه بر کتب حدیثی، آثار بسیاری درباره امام زمان چاپ شده است.
بسیاری از اماکن در نقاط مختلف به امام زمان منسوب شده است؛ مثل سرداب غیبت در سامرا، مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در نزدیکی قم.
ادعیه و اذکار فراوانی برای ارتباط با امام زمان در عصر غیبت ذکر شده و بر اساس برخی احادیث، دیدار با امام زمان، در عصر غیبت هم ممکن است. برخی از عالمان شیعه، حکایتهایی از دیدار برخی افراد با امام زمان را در کتابهای خود ذکر کردهاند.
در احادیث شیعه، برای امام دوازدهم نامهایی همچون محمد، احمد و عبدالله ذکر شده است. با این همه او در میان شیعیان بیشتر با مهدی شناخته میشود که از لقبهای اوست.[۱] بر اساس احادیث متعدد، او همنام پیامبر اسلام است.[۲] در برخی احادیث و منابع مکتوب شیعه مانند الکافی و کمال الدین، نام او با حروف جدا و به صورت «م ح م د» آمده است.[۳] این جدانویسی به سبب احادیث متعددی است که بردن نامِ او را ممنوع دانستهاند.[۴]
احادیث فراوانی در منابع شیعه، بردن نام اصلی امام دوازدهم را منع کرده و حرام دانستهاند.[۵] دو نظریه مشهور درباره این روایات وجود دارد: نظریه نخست از آنِ کسانی مثل سید مرتضی، فاضل مقداد، محقق حلی، علامه حلی و چند عالم دیگر است که این حرمت را مخصوص زمان تقیه میدانند. در مقابل، میرداماد و محدث نوری این حرامبودن را در تمام دوران قبل از ظهور جاری دانستهاند.[۶]
امام دوازدهم شیعیان، در منابع مختلف و ادعیه و زیارات با القاب و کنیههای بسیاری وصف شده است. محدث نوری در کتاب نجم الثاقب به حدود ۱۸۲ نام و لقب اشاره کرده[یادداشت ۱] و در کتاب «نامنامه حضرت مهدی(ع)» حدود ۳۱۰ اسم و لقب برای امام آمده است. برخی از القابی که محدث نوری برشمرده چنین است: مهدی، قائم، بقیة الله، منتقم، موعود، صاحب الزمان، خاتم الاوصیاء، منتَظَر، حجت الله، منتقم، احمد، ابوالقاسم، ابوصالح، بلد الامین، برهان الله، بقیة الانبیاء، حجة، حق، خاتم الائمه، خلف یا خلف صالح، خلیفة الله، صالح، صاحب الامر، مأمول، مضطر، وارث.[۷] [یادداشت ۲]
نام و القاب امام دوازدهم شیعیان در منابع اهل سنت نیز آمده است؛ هرچند در این منابع، بیشتر از عنوان «مهدی» استفاده شده و القاب و ویژگیهای دیگر، كمتر ذکر شده است. لقب «قائم» در منابع اهل سنت بهندرت یافت میشود.[یادداشت ۳][۸]
به باور شیعیان، پدر امام زمان(عج)، امام حسن عسکری(ع)، امام یازدهم است. اهل سنت، بر اساس احادیثی که عالمان شیعه آن را ضعیف دانستهاند، نام پدر امام زمان را عبدالله ذکر کردهاند.[۹]
مادر امام زمان(ع) به نامهای متعددی خوانده شده است: نرجس، سوسن، صقیل یا صیقل، حدیثه، حکیمه، ملیکه، ریحانه و خمط.[۱۰] در مجموع چهار گونه روایت درباره سرگذشت و ویژگیهای مادر امام زمان نقل شده است؛ بر اساس روایتی که ابتدا شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمة آن را نقل کرده،[۱۱] مادر امام زمان(عج) شاهزادهای رومی دانسته شده و در روایتهایی دیگر، بدون اشاره به سرگذشت او، تنها به تربیت مادر امام زمان در خانه حکیمه، دختر امام جواد(ع) اشاره شده است.[۱۲] بنابر دسته سوم روایات که مسعودی آنها را در اثبات الوصیة نقل کرده[۱۳] مادر امام زمان علاوه بر تربیت در خانه عمه امام یازدهم، در همان خانه هم به دنیا آمده است. روایات دسته چهارم تفاوت اساسی با سه دسته اخیر دارند. در این روایات مادر امام زمان(عج)، کنیزی سیاهپوست دانسته شده است.[۱۴] برخی از این روایات، خصوصا دسته چهارم آنها، با یکدیگر قابل جمع و تطبیق نیست. از همین رو علامه مجلسی میگوید روایات دسته چهارم با روایات بسیاری در این زمینه اختلاف دارد مگر آنکه آنها را درباره مادر با واسطه یا مربی امام زمان تلقی کنیم.[۱۵]
حکیمه، دختر امام جواد(ع) و عمه امام حسن عسکری(ع)، همزمان با چهار امام زندگی کرده و بر اساس منابع شیعی، شاهد و راوی ولادت امام زمان(ع) بوده است، مادر امام زمان در خانه او تربیت شده و بسیاری از روایات درباره ولادت امام زمان، از او نقل شده است.[۱۶]
جدّه، مادر امام حسن عسکری(ع) و مادربزرگ امام زمان(ع) که در روایات به همین نام خوانده شده است. برخی محققان میگویند او نقش مهمی در وقایع دوران غیبت صغری داشته و بر اساس منابع، پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) امور شیعیان به طور عمده بر دوش او قرار گرفته بود.[۱۷]
جعفر بن محمد، عموی امام زمان پس از درگذشت امام حسن عسکری، مدعی امامت شد و به همین دلیل جعفر کذاب خوانده میشود. منابع روایی، او را اهل فسق و فجور و گناهان بزرگ دانستهاند.[۱۸] او علاوه بر ادعای امامت و انکار وارث امام عسکری(ع)، دولتمردان وقت را بر ضد امام دوازدهم تحریک کرد[۱۹] بر اساس برخی منابع، او تا پایان زندگی بر ادعای خود باقی ماند و خود را امام میدانست. برخی دیگر از منابع نوشتهاند که او از ادعای خود دست برداشت و توبه کرد و شیعیان به جای جعفر کذاب، او را جعفر تائب میخواندند. جعفر کذاب در ۴۵ سالگی در سامرا درگذشت.؛[۲۰]
در بیشتر منابع شیعه و سنی از امام زمان عج به عنوان تنها فرزند امام حسن عسگری(ع) یاد شده است.[۲۱] هر چند اقوال دیگری هم آمده است که ایشان دو برادر و سه خواهر دارد.[۲۲]
بنابر تحقیق کتاب دانشنامه امام مهدی از حوالی دهه ۱۳۵۰ شمسی بحثی جدید مطرح شده است که آیا در زمان غیبت و حتی زمان ظهور، امام زمان(عج) همسر و فرزند دارند یا خیر.[۲۳] سه نظر پیرامون این ماجرا وجود دارد. موافقانی مثل سید محمد صدر عمدتا به تعدادی از روایات و ادعیه استناد میکنند که در آنها به فرزندان و همسر امام زمان(عج) اشاره میشود.
مخالفان ازدواج امام زمان(عج) میگویند کسی که ازدواج میکند نمیتواند ناشناخته باقی بماند در حالیکه غیبت امام برای ناشناخته بودن ایشان است. همچنین به روایاتی استناد میکنند که صراحتاامام عصر(عج) را در زمان غیبت و ظهور، بدون فرزند معرفی میکند.
گروه دیگری مانند سید جعفر مرتضی عاملی این قضیه را محل شک و تردید میدانند و ترجیح میدهند که در این مورد سکوت کنند.[۲۴]
درباره سال ولادت امام زمان اختلاف است. بخشی از منابع کهن به تاریخ تولد او نپرداختهاند و آن را مخفی دانستهاند.[۲۵] اما روایات بسیاری از شیعه و برخی از اهل سنت، سال ولادت امام دوازدهم شیعیان را ۲۵۵ق[۲۶] یا ۲۵۶ق[۲۷] دانستهاند.
درباره ماه تولد امام نیز اختلافاتی وجود دارد؛ اما قول مشهور ماه شعبان است و بسیاری از منابع کهن شیعه نیز همین ماه را بیان کردهاند[۲۸] در عین حال برخی از منابع شیعه،[۲۹] و سنی[۳۰] ماه رمضان و برخی از منابع اهل سنت[۳۱] ماه ربیعالاول و ربیعالثانی را ذکر کردهاند.
منابع تاریخی درباره روز تولد امام دوازدهم، گزارشهای مختلفی دارند که در میان آنها، روز نیمه شعبان گزارش معروف و مشهور است.[۳۲] در میان عالمان شیعی، کلینی، مسعودی، شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، فتال نیشابوری، امین الاسلام طبرسی، ابن طاووس، ابن طقطقی، علامه حلی، شهید اول، کفعمی، شیخ بهایی و دیگران و در میان دانشمندان اهل سنت ابن خلکان، ابن صباغ مالکی، شعرانی حنفی، ابن طولون و دیگران این قول را گزارش کردهاند. همچنین شب جمعه اول ماه رمضان یا شب جمعهای از ماه رمضان در کتاب کمال الدین شیخ صدوق گزارش شده است.[۳۳][یادداشت ۴]
مورخانی که در این باره سخن گفتهاند، بر این مطلب اتفاق نظر دارند که امام زمان(ع) در خانه[۳۴] پدرش امام عسکری(ع) در سامرا به دنیا آمد و این خانه در کوچهای جای داشت که نامش را «راضه» یا «وصافه» میگفتند.[۳۵] این خانه هماکنون بارگاه امام هادی و امام عسکری(ع) است.[۳۶] بنابر نقلهای تاریخی امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) سالها پیش از تولد امام زمان(ع) به سامرا ـ مرکز خلافت عباسی ـ[۳۷] خوانده شدند و تا پایان عمر در همانجا سکونت داشتند.[۳۸]
نقل مشهور از شرح ولادت امام زمان(ع)، بر اساس روایت حکیمه خاتون عمه امام عسکری(ع) است. در بخشهایی از گزارش شیخ صدوق از سخنان حکیمه آمده است:
خلفای بنیعباس بنابر روایات پیامبر(ص) و ائمه(ع) میدانستند که دوازدهمین امام همان مهدی است؛ بنابراین مراقبانی بر امام حسن عسکری و منزل آن حضرت گماردند. مورخان گفتهاند معتمد عباسی به قابلهها امر کرده بود تا وقت و بیوقت، سرزده وارد خانه سادات شوند - بهویژه خانه امام حسن عسکری(ع) - و درون خانه را بگردند و از حال همسر او باخبر شوند و گزارش دهند.[۴۰] کنیزی به نام ثقیل که گویا برای حفظ جان امام زمان(ع) ادعای بارداری کرده بود، بازداشت شد و مدت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شد و سپس او را رها کردند.[۴۱]
ولادت امام زمان(ع) از عموم مردم پنهان نگه داشته شد. در روایات[۴۲] نیز به این موضوع و دلیل آن اشاره شده است. امام سجاد(ع) میفرماید: «در قائم ما سنتهایی از انبیا هست... و سنتی از ابراهیم... و اما از ابراهیم پنهانبودنِ ولادت و کنارهگیری از مردم...».[۴۳] همچنین امام صادق(ع) میفرماید: «ولادت صاحب الامر بر این خلق پوشیده است تا اینکه ظهور کند؛ برای اینکه بیعت کسی بر گردنش نباشد».[۴۴]
شیخ مفید نیز معتقد است: «به دلیل مشکلات آن دوران و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بیامان برای یافتن آخرین حجت خدا، ولادت آن حضرت بر همگان مخفی ماند».[۴۵]
مخفی بودن ولادت، در تاریخ بیسابقه نیست، بلکه نقل شده است ولادت ابراهیم خلیل(ع) از ترس کشتهشدن به دست پادشاه زمانش پنهانی بود[۴۶] یا قرآن کریم در سوره قصص آیه ۷ تا ۱۳، در شرح ولادت موسی بن عمران(ع) به پنهانیبودن آن اشاره میکند.
علاوه بر حکیمه دختر امام جواد (ع)، دو تن از کنیزان امام حسن عسکری به نامهای ماریه و نسیم نیز از شاهدان ولادت او محسوب میشوند. شیخ طوسی و شیخ صدوق آوردهاند: «نسیم و ماریه گویند: چون صاحب الزمان از رحم مادر به دنیا آمد، دو زانو بر زمین نهاد و دو انگشت سبابه را به جانب آسمان بلند کرد. آنگاه عطسه کرد و فرمود: "الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله". ستمکاران پنداشتهاند که حجت خدا از میان رفته است. اگر برای ما اذن در کلام بود، شک زایل میگردید».[۴۷]
در میان دانشمندان اهل سنت، برخی ولادت امام زمان را گزارش کرده؛ اما در مورد موعود بودن او سکوت کردهاند، مثل ابناثیر (م ۶۳۰ق) در کتاب الکامل فی التاریخ،[۴۸] ابنخلکان (م ۶۸۱ق) در کتاب وفیات الاعیان[۴۹] و ذهبی (م ۷۴۸ق) در کتاب العبر. برخی دیگر علاوه بر گزارش کردن ولادت، به موعود بودن او نیز تصریح کردهاند، مثل ابنطلحه شافعی (م ۶۵۲ق) در مطالب السؤول[۵۰] و ابن صباغ مالکی (م ۸۵۵ق) در الفصول المهمه.[۵۱]
پس از تولد امام زمان(عج)، برخی از شیعیان خاص و مورد اعتماد امام حسن عسکری(ع)، امام زمان(ع) را دیدند. شیخ مفید از اشخاصی مانند محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر(ع)، حکیمه دختر امام جواد(ع)، ابوعلی بن مطهر، عمرو اهوازی و ابونصر طریف، خادم خانه امام یازدهم(ع)، نام میبرد که توانستهاند امام زمان(ع) را ببینند.[۵۲]
محمد بن عثمان عمری به همراه چهل نفر دیگر نزد امام حسن عسکری(ع) بودند. امام(ع) فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود: «این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از وی فرمان ببرید و در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک میشوید و پس از این هرگز وی را نخواهید دید».[۵۳]
شبیه همین روایت را شیخ طوسی نقل کرده و از اشخاصی مانند علی بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاویة بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح نیز نام برده است.[۵۴] همچنین کلینی به نقل از ضوء بن علی عِجْلی روایت کرده که مردی از اهالی فارس گفته است: به منظور خدمت در منزل حضرت عسکری(ع) به سامرا رفتم و امام(ع) مرا مسئول خرید خانه کرد. روزی امام عسکری(ع) فرزند خود را (که در حدود دو سال داشت) به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم». ضوء بن علی عجلی اضافه میکند که آن مرد فارسی گفت پس از آن تا زمان رحلت امام حسن عسکری(ع)، آن کودک را دیگر ندیده است.[۵۵]
شیخ مفید نیز اشخاصی را از جمله أبوعمرو، عثمان بن سعید السمان و پسرش أبوجعفر محمد بن عثمان را از کسانی میداند که امام زمان (عج) را در زمان حیات پدرش دیدهاند. همچنین اشخاصی از خاندانهای بنی الرحبا از نصیبین، و بنی سعید، و بنی مهزیار از اهواز، و بنی الرکولی از کوفه، و بنی نوبخت از بغداد و گروهی از اهالی قزوین و قم و منطقه جبال نیز امام زمان (عج) را در زمان حیات امام حسن عسکری(ع) دیدهاند.[۵۶]
پس از رسیدن خبر بیماری امام حسن عسکری(ع) به خلیفه وقت، المعتمد عباسی، وی پنج نفر از افسران مورد اعتماد خود را برای زیر نظر گرفتن امام(ع) به منزل وی فرستاد. همچنین المعتمد به قاضی القضاة خود دستور داد تا ده نفر از افراد مورد اعتماد خویش را مأمور مراقبت از امام(ع) قرار دهد.[۵۷]
امام حسن عسکری(ع) در وصیتش، تمام داراییاش را به مادرش حُدَیث واگذار کرد که البته عباسیان اجازه ندادند تمام اموال به مادر برسد و نصف اموال را جعفر عموی امام زمان(ع) تصاحب کرد.[۵۸]
پس از وفات امام حسن عسکری(ع)، خلیفه عباسی گروهی را به خانه امام(ع) فرستاد و این گروه علاوه بر مهر و موم کردن خانه و اموال امام(ع)، به جستجوی فرزند وی پرداختند و زنان و کنیزان او را نیز از جهت بارداری مورد بررسی قرار دادند[۵۹] و کنیزی به نام ثقیل را که مشکوک به بارداری بود، به همراه خود بردند و به مدت دو سال تحت نظر داشتند و پس از آن وی را رها ساختند.[۶۰]
امام زمان در ۲۵۵ق به دنیا آمد.[۶۱] حدود دوازده قرن از آن تاریخ میگذرد. این طول عمر، همسان با طول عمر عادی انسانها نیست. متکلمان شیعه در پاسخ به ناهمسانی عمر امام عصر با عمر عادی انسانها پاسخهای گوناگونی دادهاند.
پاسخهای تجربی
زیست شناسان، عمر زیاد را برای انسان ممکن میدانند. لطفالله صافی گلپایگانی کلمات فراوانی از دانشمندان غربی نقل میکند که ادعا کردهاند از نظر زیستشناسی، انسان میتواند تا ۸۰۰ یا ۱۰۰۰ سال عمر کند.[۶۲]
پاسخهای عقلی
نمونههای تاریخی
ابوحاتم سجستانی در کتابی به نام «المعمرون و الوصایا» از کسانی که عمری فراتر از عمر عادی داشتهاند، سخن گفته است. متکلمان شیعه مانند شیخ صدوق در کمال الدین، کراجکی در البرهان علی صحة طول عمر الامام صاحب الزمان نیز در پاسخ به شبهه طول عمر، فصلی در باب معمرین نگاشتهاند و دهها تن از معمّرین را برشمردهاند.
کتابهای آسمانی
در تورات[یادداشت ۵] انجیل و قرآن، از انسانهایی نام برده شده که عمری طولانی و غیرعادی داشتهاند. قرآن سالهای دعوت نوح را نهصد و پنجاه سال میشمرد،[۶۳] و از عمرهای طولانی در امتهای پیشین خبر میدهد.[۶۴]
روایات
در بخشی از روایات نیز به عمر دراز امام زمان اشاره شده است از جمله از امام سجاد(ع) نقل شده است: قائم ما سنتهایی از پیامبران دارد... سنت او از آدم و نوح، طول عمر است...[۶۵] امام صادق(ع) نیز امام زمان را به ابراهیم(ع) تشبیه کرده که صد و بیست سال عمر کرد ولی همچون جوانی سی ساله بود.[۶۶] از امام حسن(ع) نیز نقل شده است که خداوند عُمر نُهمین فرزند برادرم حسین را طولانی میکند سپس با قدرت خود او را در صورت جوانی با سنّ کمتر از چهل سال، ظاهر میگرداند.[۶۷]
امام زمان پس از قیام در آخرالزمان، حکومت خواهد کرد. مدت حکومت در روایات میان هفت تا ۳۰۳ سال ذکر شده است. در روایات اهل سنت، مدت هفت سال شهرت دارد[۶۸] و در روایت شیعه، بیش از ده سال. برخی روایات شیعه، طول حکومت را هفت سال دانستهاند، اما هر سال معادل ده[۶۹] یا بیست سال[۷۰] به طول میانجامد. در برخی روایات، طول حکومت، به مشیت الهی گره خورده و مبهم است. قول مشهور در نزد شیعیان، ۱۹ سال است.[۷۱]
درباره چگونگی شهادت یا وفات امام زمان، روایتی نقل نشده است.[۷۲] برخی از علما با توجه به قول مشهور شهادت همه امامان بر اساس روایت «ما منّا الا مقتول او مسموم»[۷۳] قائل به شهادت امام در پایان حکومت هستند. تنها یک نقلِ غیرروایی از نحوه شهادت امام خبر میدهد. در این نقل، امام مهدی پس از هفتاد سال حکومت، به دست زنی ریشدار به نام سعیده به شهادت میرسد. اگرچه الزام الناصب،[۷۴] این نقل را در میان اتفاقات پس از ظهور ذکر میکند و آنگاه این مجموعه نقل را برداشت از روایات میداند، اما چنین روایتی در میان روایات یافت نشده است.[۷۵]
بنا به اعتقاد امامیه، پس از پایان عمر امام زمان، رجعت رخ خواهد داد. امام حسین(ع) اولین کسی است که رجعت خواهد کرد. امام حسین(ع) بر امام مهدی نماز خواهد گزارد و او را غسل و کفن خواهد کرد.[۷۶]
امام مهدی(ع) از هنگام تولد تا آغاز غیبت صغری در زادگاهش سامرا زندگی میکرد. در این دوران، سرداب، محل عبادت و زندگی وی بوده است. بنابر گزارشهایی، بارها در زمان حیات پدرش در این مکان دیده شده است.[۷۷] برخی محققان معتقدند او در سالهای پایانی عمر پدرش به همراه او در مراسم حج شرکت کرد و سپس در مدینه مخفی شد.[۷۸] این نظریه با منابع تاریخی شیعه چندان سازگار نیست.[۷۹]
برخی روایات به نامعلوم بودن محل زندگی امام زمان (عج) در دوران غیبت اشاره دارند. با این حال در روایات دیگر از مکانهایی مانند ذی طوی[۸۰] کوه رضوی،[۸۱] و طیبه(مدینه)[۸۲] به عنوان محل زندگی امام زمان(ع) در دوران غیبت یاد شده است. از آنجا که در دوران غیبت صغری نواب اربعه با او در ارتباط بودهاند، میتوان گفت حداقل بخشی از این غیبت را در عراق گذرانده است. برخی منابع بر اساس داستانی، جزیره خضراء را محل زندگی امام زمان در دوران غیبت کبری معرفی کردهاند[۸۳] که از سوی برخی عالمان شیعی مورد تردید جدی قرار گرفته و آثاری در نقد آن نگاشته شده است.[یادداشت ۶]
ابن قیم جوزی و ابن خلدون، به شیعه نسبت میدهند که شیعیان معتقدند که امام زمان(ع) در دوران غیبت در سرداب زندگی میکند و از همان جا ظهور خواهد کرد.[۸۴] ولی در کتابهای شیعه چنین اعتقادی دیده نمیشود و نزد آنان تقدّس این مکان به جهت محل زندگی و عبادت امام در دوران حیات پدرش است.
درباره محل ظهور امام زمان (عج) اطلاع دقیقی در دست نیست. او بر پایه روایتی، در منطقه ذی طوی ظهور میکند. سپس با ۳۱۳ نفر از یارانش به مکه میرود، به حجر الاسود تکیه میدهد و پرچم خود را به اهتزاز درمیآورد.[۸۵] بر اساس این روایت و روایات دیگر[۸۶] آغاز قیام امام زمان(ع) از مسجدالحرام است و یاران او بین رکن و مقام با او بیعت میکنند.[۸۷] در برخی روایات از تهامه به عنوان نقطه آغاز قیام امام زمان(ع) یاد شده است[۸۸] به مکه که جزئی از این سرزمین است نیز تهامه گفته میشود.
در برخی روایات، کرعه،[۸۹] محل خروج امام زمان(ع) معرفی شده است که احتمالا حاصل خلط شدن با قیام یمانی از یمن است.،[۹۰] محمد قرطبی از نویسندگان اهل سنت، مغرب اقصی[۹۱] و قاضی نعمان مغربی، مغرب[۹۲] را محل خروج ذکر کردهاند که با روایات شیعه مبنی بر آغاز قیام امام دوازدهم از مکه سازگار نیست و احتمال خلط آن با مکان خروج سفیانی وجود دارد.[۹۳]
برخی روایات، شهر کوفه را مرکز حکومت[۹۴] مسجد کوفه را محل قضاوت.[۹۵] و مسجد سهله را محل زندگی[۹۶] و تقسیم بیت المال[۹۷] توسط حضرت پس از قیام ذکر کردهاند.
مکانهایی به امام مهدی(ع) منسوب شده و گفته شده است که شیعیان در دوران غیبت کبری برای ارتباط با وی در این مکانها حاضر میشوند:
در کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت، درباره ویژگیهای اخلاقی و اوصاف ظاهری امام مهدی(ع) مطالبی آمده است.
در برخی نقلها پیامبر اسلام(ص)، امام مهدی (عج) را شبیهترین فرد به خود توصیف کرده است.[۱۰۲] امام حسن عسکری(ع)هم چهره و اخلاق او را شبیهترین به پیامبر دانسته.[۱۰۳] از امام علی(ع)نقل است: هنگامی كه مهدی (عج) قیام میكند، سن او بین سی تا چهل سال خواهد بود.[۱۰۴]
امام حسن مجتبی(ع)، وی را جوانی كمسنتر از چهل سال معرفی کرده که دارای قدرتی بیپایان است.[۱۰۵] امام صادق(ع) او را در چهره جوانی كامل و معتدل توصیف میکند.[۱۰۶] علامه مجلسی در توضیح این روایت مینویسد: مراد از معتدل بودن این است كه در سنین متوسط و یا آخر سنین جوانی است. امام رضا(ع) در روایتی، در پاسخ اباصلت هروی که از او درباره نشانههای امام مهدی هنگام ظهور پرسید، فرمود: «نشانهاش این است که در سنّ پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونهای که بیننده گمان میکند چهل ساله یا کمتر از آن است.»
در کتاب مکیال المکارم، جمال و زیبایی امام مهدی (عج)، یکی از ویژگیهای او بیان شده و تأکید شده که مثل ماه میدرخشد.[۱۰۷] در نقلهای مختلف جزییات صورت امام مهدی (عج) ذکر شده است. در روایتی پیامبر میفرماید: «مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی کشیده دارد.»[۱۰۸] در روایتی دیگر پیامبر، امام مهدی را دارای رنگ چهرهای عربی و اندامی اسرائیلی[یادداشت ۷] توصیف میکند که بر گونه راست او خالی است که همانند ستاره درخشان است.[۱۰۹]
امام باقر(ع) از پدر و جدش روایت میکند که روزی امام علی(ع) در حالی که بالای منبر بود، فرمود: «از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور میکند که رنگ صورتش سفید متمایل به سرخی و سینهاش فراخ... و شانههایش قوی است و در پشتش دو خال است، یکی به رنگ پوستش و دیگری مشابه خال پیامبر(ص).»[۱۱۰]
اوصاف اخلاقی و دینی امام مهدی را به دو صورت میتوان بررسی کرد:
۱- بر اساس روایاتی که وی را شبیهترین به پیامبراسلام میداند و با توجه به خصوصیاتی که برای پیامبر در آیات و روایات ذکر شده، میتوان خصوصیات اخلاقی و دینی امام مهدی را با آن توصیف کرد.
۲- شیوه دیگر، بررسی روایات مستقلی است که به بیان ویژگیهای اخلاقی امام مهدی میپردازد. آنچه از مجموع اخبار و روایاتی که درباره ویژگیهای اخلاقی و رفتاری امام مهدی(ع)، چه در روایات شیعه و چه اهل سنت آمده، این است که وی خاشعترین فرد در برابر خدا[۱۱۱] و دانشمندترین و حكیمترین مردم معرفی شده است.[۱۱۲]
امام حسین(ع) درباره وی میگوید: «مهدی را از روی آرامش و وقاری که دارد و همچنین دانش او به حلال و حرام و نیازمندی مردم به او و بینیازی او از مردم میشناسید».[۱۱۳]
امام صادق(ع) وی را فردی در نهایت زهد معرفی کرده كه پوشاک او سخت و خشن و خوراكش نان جو است.[۱۱۴]وی بر كارگزاران دولت خود سخت گیر، و با مردم بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.[۱۱۵]
امام باقر(ع) وی را فردی معرفی میکند که به كتاب خدا عمل کرده و هیچ منكری را نمیبیند مگر آن كه با آن مخالفت میكند.[۱۱۶]
امام رضا(ع) در بیان ویژگی كلی امام مهدی(ع) میفرماید: «او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادرانشان برای آنها دلسوزتر است. او از همه مردم در برابر خدا، متواضعتر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان میدهد، سختكوشتر و در دوری گزیدن از آنچه خود از آن نهی میكند، خوددارتر است.»[۱۱۷] همچنین امام رضا(ع) وی را داناترین و حكیمترین، پرهیزگارترین، بردبارترین، سخیترین و عابدترین آنان توصیف میکند که فرشتگان با او سخن میگویند.[۱۱۸]
عالمان شیعه برای اثبات وجود امام در عصر حاضر از دلایل عقلی و نقلی مختلفی استفاده کردهاند.
مهمترین برهانهای عقلی ارائه شده عبارتند از: برهان فطرت، برهان لطف، برهان امکان اشرف،برهان مَظهر جامع، برهان واسطه فیض و برهان علت غایی. علاوه بر اینکه بر بیشتر این دلایل خدشه وارد شده است، از آنجایی که همه برهانهای عقلی کلی هستند، تنها میتوانند ضرورت وجود امام را ثابت میکنند و درباره شخصی که در زمان حاضر امام است کمکی نمیکنند.[۱۱۹]
مهمترین برهانهایی که عالمان شیعه برای اثبات امامت حضرت مهدی(عج) ارائه کردهاند برهانهای نقلی و درون دینی هستند، یعنی پس از اثبات پیامبری حضرت محمد(ص) و آسمانی بودن قرآن کریم، از احادیث پیامبر و آیات قرآن برای اثبات امامت امامان از حضرت علی تا امام مهدی استفاده کردهاند. برخی از این دلایل عمومی و کلی بوده و ضرورت امام در هر زمانی را اثبات میکنند و برخی شخصی بوده و امامت ۱۲ فرد مشخص را اثبات میکنند. مهمترین دلایل عمومی عبارتند از:
علامه مجلسی در جلد ۵۱ بحارالانوار، فصل «أبواب النصوص من الله تعالی و من آبائه علیه صلوات الله علیهم أجمعین» ۱۵۳ حدیث از پیامبر و امامان قبلی برای اثبات امامت حضرت مهدی گردآوری کرده است.
در قرآن به نام اهل بیت و از جمله امام زمان تصریح نشده است ولی برخی از آیات بشارتهایی دارند که آنها را مربوط به عصر ظهور و امام آخرین میکند. علامه مجلسی در جلد ۵۱ بحارالانوار، در فصل «باب الآیات المُأوَّلَةِ بِقیامِ القائم» ۷۷ آیه را در ضمن ۶۶ حدیث درباره حکومت امام مهدی گردآوری کرده است. این آیات را میتوان در پنج دسته طبقهبندی کرد:[۱۲۳]
در زمان امام حسن عسکری(ع) مشهور شده بود که شیعیان در انتظار قیام فرزند او هستند[۱۲۸] از طرفی دستگاه عباسی در جستجوی آن فرزند بود و به هر نحو میکوشید او را دستگیر کند.[۱۲۹] از این رو امام عسکری در طول زندگی خود، آشکارا پسر خویش را به کسی نشان نداد و حتی او را به بسیاری از پیروان خود -جز چند تن از خواص اصحاب و خویشان نزدیک- معرفی نکرد.[۱۳۰] در نتیجه، هنگام شهادت امام، (جز همان عده) کسی از وجود فرزندی برای آن حضرت خبر نداشت (اطلاعات بیشتر در بخش مخفیبودن ولادت و واکنش بنیعباس آمده است).[۱۳۱]
همچنین امام حسن عسکری(ع) به سبب شرایط سیاسی، در وصیتنامهاش فقط از مادرش حُدَیث نام برد از این رو در یکی دو سال اول پس از رحلت امام، برخی شیعیان معتقد بودند در غیبت امام زمان، حُدَیث به نیابت عهدهدار مقام امامت است.[۱۳۲]
بلافاصله پس از شهادت امام عسکری، اصحاب خاص به ریاست عثمان بن سعید عمری(درگذشت ۲۶۵ یا ۲۸۰ق) به جامعه شیعه اعلام کردند که امام عسکری فرزندی از خود به جای نهاده که اکنون جانشین او و متصدی مقام امامت است. عبدالله بن جعفر حمیری میگوید: از عثمان بن سعید عمری درباره نام جانشین امام عسکری(ع) پرسیدم. عمری پاسـخ داد: شما از اینکه نام ایشان را بپرسید، نهی شدهاید، چرا که سلطان (خلیفه وقت) چنین میپندارد که امام عسکری هیچ پسری از خود بر جا نگذاشته و میراث او نیز (بین مادر و برادر و خواهرش) تقسیم شده است. اگر اسم او برده شود، آنها در صدد یافتن او برمیآیند. پس از نام او نپرسید.[۱۳۳] (درباره چگونگی آگاهی شیعیان از ولادت امام به بخش ولادت، آگاهی شیعیان رجوع کنید).
با وجود روشنگری اصحاب خاص امام عسکری، جامعه شیعه عملا در وضعیت نابسامان قرار گرفته بود و بسیاری از شیعیان عراق و بینالنهرین، با پیشامد وضع جدید، سردرگم شده بودند.[۱۳۴] برای نمونه، شیعیان پس از شهادت امام عسکری فردی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند او تحقیق کند، چرا که شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری، توسط پدرش به مدینه فرستاده شده است.[۱۳۵] همچنین نقل شده است که ابوزید احمد بن سهل بلخی، دانشمند هم دوره غیبت صغری، در جستجوی امام خود، از خراسان به عراق رفت و چند سالی در آنجا در طلب امام بود.[۱۳۶]
در خانه امام عسکری(ع) هم دودستگی افتاده بود. حُدیث مادر امام عسکری و حکیمه عمه امام، از وجود و امامت فرزند امام عسکری هواداری میکردند، ولی تنها خواهر امام عسکری که غیر از جعفر، تنها فرزند بازمانده از امام هادی و شاید خواهر تنی جعفر بود، از جعفر پشتیبانی میکرد.[۱۳۷]
شیعیانی که در مقامات عالی دولتی و متصدی مشاغل مهم بودند نیز در این ماجرا دو دسته شده بودند. برای نمونه خاندان نوبخت از وجود و امامت فرزند امام عسکری(ع) پشتیبانی میکردند و عثمان بن سعید و پسرش را در مقام نیابت امام زمان به رسمیت میشناختند.[۱۳۸]
بحران رهبری در این دوره چنان سنگین بود که حتی عدهای از مذهب خود دست برداشته و به سایر فرقههای شیعی و غیرشیعی پیوستند[۱۳۹] دستهای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و او را مهدی دانستند، گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند.،[۱۴۰]
در این میان گروهی بزرگ، جعفر را امام دانستند.[۱۴۱] جعفر برای بهدست آوردن امامت تلاش زیادی کرد. وی پس از رحلت امام حسن عسکری(ع)، بهرغم زنده بودن مادر امام، مدعی میراث وی شد.[۱۴۲] وی همچنین زمامداران وقت را تحریک کرد که خانه امام را برای یافتن فرزند او جستجو کنند و با همکاری جعفر، یکی از کنیزان امام حسن عسکری(ع) زندانی شد و به شدت تحت نظر قرار گرفت.[۱۴۳] بهعلاوه، جعفر حاضر شد سالانه بیست هزار دینار به یکی از کارگزاران عباسی رشوه دهد تا امامت او را تأیید نماید.[۱۴۴]
علیرغم این اختلافات، نهایتاً اکثریت شیعه به امامت فرزند امام حسن عسکری(ع) گرویدند و همین جریان بعدها رهبری اصلی شیعیان امامی را بر عهده گرفت و در قرن چهارم به صورت شیعه اثنی عشری باقی ماند.[۱۴۵] شیخ مفید پس از نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، نویسنده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقههای چهاردهگانهای که پس از شهادت امام حسن عسکری به وجود آمدند، میگوید:
در این دوره توقیعاتی از سوی امام زمان(ع) صادر شد که برخی از آنها به اثبات امامت خویش مربوط میشد. استدلالی که امام زمان(ع) در این توقیعات، برای اثبات امامت خویش مطرح کرده، تأکید بر استمرار راه هدایت الهی از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسکری(ع) و خالی نبودن زمین از حجت الهی است. وی همچنین سه معیار برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی کرده است: عصمت، علم و تأیید الهی.
دو نمونه از این توقیعات:
در اینکه غیبت صغری از چه زمانی آغاز شده، اختلافاتی وجود دارد. برخی معتقدند این غیبت با تولد امام زمان در سال ۲۵۵ هجری قمری شروع شده که بر این اساس مدت آن ۷۴ سال بوده، و برخی دیگر بر این عقیدهاند که آغاز آن از روز شهادت امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ قمری بوده که در این صورت طول آن ۶۹ سال میشود.
شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ق) در کتاب الارشاد،[۱۵۰] و طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) در کتاب اعلام الوری[۱۵۱] و برخی دیگر از فقیهان و محدّثان بزرگ شیعه و همچنین بسیاری از تاریخنگاران، قول اول را پذیرفته و مدّت غیبت صغری را ۷۴ سال ذکر کرده است.
در طول غیبت صغری، امام مهدی از طریق نایبان خاص خود با شیعیان در ارتباط بود و امور آنان را حلّ و فصل میکرد. این امور، علاوه بر مسائل عقیدتی و فقهی، شامل مسائل مالی نیز میشد.
امام مهدی(ع) از آغاز امامت خود در سال ۲۶۰ ه.ق ارتباط خود با شیعیان را محدود به ارتباط از طریق نمایندگان خاص خود کرده بود. آخرین نائب خاص، علی بن محمد سمری بود که در پانزدهم شعبان ۳۲۹/ پانزدهم ماه مه ۹۴۱ درگذشت. یک هفته قبل از درگذشت او، توقیعی از سوی امام خطاب به وی صادر شد:
پس از درگذشت سمری ارتباط از طریق نواب خاصه نیز خاتمه یافت و غیبت وارد مرحلهای جدید شد. این دوره از غیبت در منابع متأخر، غیبت کبری نامیده شده است. اکثر منابع شیعی سال وفات نایب چهارم را سال ۳۲۹ه.ق. میدانند، ولی شیخ صدوق و فضل بن حسن طبرسی آن را در سال ۳۱۸ه.ق. ثبت کردهاند.[۱۵۳]
علاوه بر احادیث فراوانی که درباره ظهور مهدی سخن گفتهاند، مفسران شیعه با استناد به سخنان اهلبیت معتقدند، قرآن نیز درباره ظهور و نشانههای آن سخن گفته است.
بنابر روایات شیعه، جهان در آستانه ظهور دارای سه ویژگی عمده است:
هر چند اصطلاح توقیع به معنای مکتوبات امامان بویژه امام زمان(ع) است، ولی این اصطلاح در مورد سخنان غیر مکتوب امام زمان نیز به کار رفته و در منابعی که توقیعات امام دوازدهم گردآوری شده (از جمله کمال الدین صدوق و معجم احادیث الامام المهدی)، سخنان غیر مکتوب وی و حتی سخنان نایبان خاص هم در ضمن توقیعات آورده شده است.[۱۵۷] توقیعات امام زمان که در حدود ۸۰ مورد است، غالبا در دوره غیبت صغرا در موضوعات گوناگون اعتقادی، فقهی، مالی و... صادر شده است.
مسئله امام زمان و ظهور منجی آخرالزمان به صراحت در قرآن نیامده، اما مفسرین شیعه آیات بسیاری را در قرآن مربوط به امام زمان دانسته و بعضی تا ۲۵۰ آیه را مرتبط با امام زمان تلقی کردهاند.[۱۵۸] مفسرین از دو دسته آیات قرآن برای وجود امام مهدی و مسئله ظهور استفاده میکنند:
بر اساس آیات قرآن کریم، خداوند برای هر امتی فردی را انتخاب کرده تا آنها را هدایت کند: «وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ»؛ «و برای هر جامعه راهنمایی هست.» (رعد/۷) پس همواره در زندگی بشر یک هدایتگر برگزیده وجود دارد. امام صادق(ع) در تفسیر آیه فوق فرمود: «در هر زمانی امامی از خاندان ما وجود دارد كه مردم را به آنچه رسول خدا آورده هدایت میكند».[۱۵۹]
دلیل دیگری كه مفسرین بر ضرورت وجود امام میآورند این است كه قرآن، به مُبین و مفسّر نیاز دارد و به جز امام كسی به تمام معانی و خصوصیات آیات قرآن آگاه نیست. پس به حكم عقل پس از پیامبر حضور امام لازم است.[۱۶۰] شیعه معتقد است امام مایه آرامش و امنیت هستی و واسطه فیض الهی است و نعمات و بركات خداوند متعال به واسطه آنها به انسان داده میشود. و اگر لحظهای زمین خالی از حضور امام شود اهلش را فرو میبرد.[۱۶۱]
مفسرین شیعه بر اساس دهها آیه از قرآن کریم، موضوع ظهور امام زمان را قابل استناد میدانند؛ آیاتی که بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف برای بازستاندن حق خود و رسیدن به قدرت و ایجاد یک حكومت واحد جهانی مبتنی بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامی مكاتب و ادیان متمرکز است. در بیان قرآن، این بشارت در بعضی كتب آسمانی دیگر هم آمده: «و همانا در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتیم كه زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد». («وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ»، انبیاء/۱۰۵) این بشارت در قرآن به اراده خداوند استناد داده شده است: «و خواستیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم» (قصص/۵). این آیات بر اساس روایات فراوان، به مسئله ظهور نسبت داده شده است.
در آیهای دیگر خداوند حكومت و جانشینی مؤمنان و صالحان را به عنوان وعده الهی برای بندگان مؤمن خود بیان میكند و امنیت و آرامش را مژده میدهد: «خداوند به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كردهاند، وعده داده است كه حتما آنان را در این زمین جانشین (خود) قرار دهد و آن دینی را كه بر ایشان پسندیده است، به سودشان مستقر كند و بیمشان را به امنیت مبدل گرداند تا مرا عبادت كنند..». (نور/۵۵) روایات صادر شده از امامان شیعه، این آیه را بر امام زمان و اصحاب او منطبق کردهاند.[۱۶۲]
موضوع امام زمان از بحثهای ریشهدار و با سابقه در اسلام به ویژه شیعه است. با توجه به اینکه وعده ظهور امام زمان توسط پیامبر داده شده، از همان ابتدا نام «مهدی» بر سر زبانها بوده و دهها کتاب قبل از تولد وی در میان شیعه نوشته شد و بعد از تولد امام زمان هم این رویکرد ادامه یافت و هزاران کتاب در موضوعات مختلف مرتبط با امام دوازدهم شیعیان تألیف شد. برخی از معتبرترین این کتابها، از این قرار است:
درباره جایگاه، شأن و اهمیت امام زمان در روایات شیعه سخنان فراوانی گفته شده است.[۱۶۳] موضوعاتی که این روایات مورد بررسی قرار دادهاند، شخصیت امام زمان،[یادداشت ۱۱][۱۶۴] شخصیت منتظران وی[یادداشت ۱۲][۱۶۵] ارزش و فضیلت انتظار فرج[یادداشت ۱۳] ،[۱۶۶] نشانههای ظهور[یادداشت ۱۴][۱۶۷] و همچنین حوادث هنگام ظهور[یادداشت ۱۵][۱۶۸] و جهان پس از ظهور[یادداشت ۱۶][۱۶۹] است.
شیعیان در عصر غیبت علاوه بر پیامبر و سایر معصومان، به طور ویژه به امام زمان توسل میکنند و دعاها و توجهات ویژه او خواستار میشوند. آیات[یادداشت ۱۷] و روایات متعدد[۱۷۰] نشان میدهند امامان با اذن و اجازه خداوند از حال و شرایط زندگی انسانها باخبرند و میتوانند در بهبود شرایط مادی و معنوی افراد اثرگذار باشند و هر چه پیروی، توسل و ارتباط با آنان بیشتر باشد، این آثار نیز بیشتر خواهد بود. دعای عهد، دعای توسل، نماز امام زمان و حضور در مسجد جمکران، زیارت آل یاسین، صدقه دادن برای سلامتی امام زمان، جشنهای نیمه شعبان و اشعار فراوانی که در این زمینه سروده شده، جلوههایی از ارتباط شیعیان با امام زمان است.
موسوی اصفهانی در کتاب مکیال المکارم برخی آداب ارتباط با امام زمان را جمعآوری کرده است. برخی از این آداب عبارتند از:
در کتابهای تاریخی و حدیثی شیعه - همچون کافی، الارشاد شیخ مفید، اعلام الوری، کمال الدین و الغیبة شیخ طوسی و الغیبة نعمانی - نام برخی افرادی که در زمان حیات امام حسن عسکری(ع) موفق به دیدار فرزندش مهدی (عج) شده بودند آمده و شرح دیدارشان ذکر شده است؛ از جمله حکیمه عمه امام یازدهم[۱۷۱] که شاهد تولد امام مهدی بوده است. بیشتر این افراد، یاران و خادمان امام حسن عسکری(ع) بودند: ابو نصر ظریف[۱۷۲] (خادم امام عسکری)، احمد بن اسحاق اشعری قمی[۱۷۳] ابو علی بن مطهر،[۱۷۴] سعد بن عبدالله اشعری قمی،[۱۷۵] یعقوب بن منقوش،[۱۷۶] ابوغانم خادم،[۱۷۷] کامل بن ابراهیم،[۱۷۸] و....[۱۷۹]
همچنین گزارش شده است در طول ۶۹ سال غیبت صغری، علاوه بر چهار نائب خاص امام، افراد متعددی امام مهدی(ع) را زیارت کردهاند: ابراهیم بن ادریس،[۱۸۰] ابراهیم بن عبده نیشابوری و خادم او،[۱۸۱] ابوالادیان خادم امام حسن عسکری(ع)،[۱۸۲] ابو سعید غانم هندی،[۱۸۳] ابو عبدالله بن صالح،[۱۸۴] ابو محمد حسن بن وجناء نصیبی،[۱۸۵] ابو علی محمد بن احمد بن حماد مروزی محمودی،[۱۸۶] اسماعیل بن علی نوبختی،[۱۸۷] علی بن ابراهیم بن مهزیار،[۱۸۸] محمد بن اسماعیل فرزند امام کاظم(ع)،[۱۸۹] محمد بن شاذان نیشابوری،[۱۹۰] و دهها نفر دیگر.[۱۹۱]
در زمان غیبت صغری، مدعیان نیابت نیز کم نبودند. افرادی چون احمد بن هلال کرخی، محمد بن نصیر نمیری و محمد بن علی شَلْمَغانی از مدعیان نیابت بودند که توقیعاتی در لعن و طرد آنان وارد شد.[۱۹۲]
درباره دیدن امام زمان در روزگار غیبت کبری دو دیدگاه وجود دارد. برخی آن را انکار و برخی دیگر بر امکان و وقوع آن، شواهد و دلایلی اقامه کردهاند. این انکارها گاه به احادیثی مستند شدهاند که مشاهدهکننده در روزگار غیبت را دروغگو خواندهاند[یادداشت ۱۸] و گاه از شک در صداقت گزارشدهنده رؤیت برخاسته است، ضمن اینکه برخی نیز به دلیل جلوگیری از سودجویی فرصتطلبان، همه گونه رؤیت را انکار میکنند.[۱۹۳]
از سوی دیگر در برخی احادیث، دعاها و اعمالی برای دیدار با امام زمان(ع) توصیه شده است،[۱۹۴] و دستکم دو حدیث معتبر، دسترسی و دیدار با امام را برای پیروان ویژه او، امری ممکن دانسته است.[یادداشت ۱۹] عالمان بزرگ شیعه مانند شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی در کتابهای خود فصلی را برای نام بردن از دیدارکنندگان با امام دوازدهم گشوده و به ممکن بودن آن تصریح کردهاند.[۱۹۵] گزارشهای فراوانی از ملاقات برخی عالمان بزرگ و افراد عادی با امام زمان وجود دارد. به گفته شیخ حر عاملی، سید عبدالله شبر و آیت اللهلطفالله صافی گلپایگانی، این گزارشها به تواتر رسیدهاند.[۱۹۶] برخی از این افراد عبارتاند از: میرزا محمد حسین نائینی،[۱۹۷] سید بن طاووس،[۱۹۸] ابراهیم کفعمی،[۱۹۹] محمد تقی مجلسی،[۲۰۰] ابوالحسن شعرانی،[۲۰۱] شیخ حر عاملی،[۲۰۲] مقدس اردبیلی،[۲۰۳] میرزا محمد استرآبادی،[۲۰۴] شهید ثانی،[۲۰۵] سید بحرالعلوم،[۲۰۶] سید نعمت الله جزایری،[۲۰۷] شیخ مرتضی انصاری.[۲۰۸]
علاوه بر زیارتهای جامعه که همه امامان را میشود با آن زیارت کرد، برای ارتباط با امام زمان(ع)، دعاها و زیارتهای مختلفی نقل شده که از مهمترین آنها میتوان به این موارد اشاره کرد:
از ناحیه مقدسه نیز دعاها و زیارات مختلفی صادر شده است؛ مانند دعای فرج(اَللّهُمَّ عَظُمَ البَلاء)، دعای «یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ»، دعای «اَللّهمّ رَبَّ النّورِ العَظیم»، دعای «اَللهُمّ ارزُقنا تَوفیقَ الطاعَةِ»، دعای سهم اللیل، دعای هر روز ماه رجب، دعای «اَللهمّ إنّی اَسألُكَ بِالمَولودَینِ فی رَجَب»، دعای «اَللهمّ إنّی اَسألُكَ بِمَعانی جَمیعِ ما یدعوكَ بِهِ وُلاةُ أمرِكَ»، زیارت ناحیه مقدسه و زیارت الشهداء.[۲۰۹]
در فرهنگ اسلامی، انتظار فرج -به معنای امید به گشایش شرایط نابسامان- از مفاهیم پرتکرار در آیات و روایات است.[یادداشت ۲۰] یکی از مهمترین مصادیق این انتظار در فرهنگ شیعی، امید به گشایش سختیها و آیندهای روشن با ظهور امام زمان است. از این نوع انتظار در روایات با واژگانی مانند «اَلْمُنتظَرُ لِأمْرِنا»، «مُنتظِرٌ لِهذا الاَمر»، «اِنْتِظارُ قائِمِنا»، «تَوَقُّعُ الْفَرَج»، «اَلمُنتظِرینَ لِظُهورِهِ»، «مُنْتظِرونَ لِدَوْلَةِ الْحَق» و «اَلمُنتظِرُ لِلّثانی عَشَر» یاد شده است.[۲۱۰] در این روایات پاداش و فضائل بیشماری برای منتظران بیان شده و آنان را از «اولیاء الله» و برترین مردم به حساب آوردهاند که همچون یاران پیامبر(ص) در جنگ بدر بوده یا در هنگام معرکه در خیمه امام زمان به همراه او نبرد میکنند.[۲۱۱]
انتظار فرج و گشایش میتواند جنبه فردی یا عمومی داشته باشد[۲۱۲] و به شرطی سازنده است که به همراه تلاش و کسب آمادگی بوده و مؤمن از تأخیر آن ناامید نگردد. نتیجه چنین انتظار و تلاشی، تکامل فرد و جامعه خواهد بود.[۲۱۳]
چنانکه در بخش ولادت گذشت، قول مشهور درباره ولادت امام زمان، روز نیمه شعبان است. شیعیان این روز را یکی از مهمترین اعیاد میدانند و در شب و روز آن به برگزاری جشن، چراغانیهای گسترده، مولودیخوانی، قربانی کردن و غذا دادن به فقرا اقدام میکنند. برگزاری این جشنها در ایران پررنگتر و در قالب دهه مهدویت، در چند روز برگزار میگردد. بخش مهمی از جشنهای نیمه شعبان در مکانهای مذهبی، محلهها و بازارهای شهرهای ایران برگزار میشود. مسجد جمکران یکی از میزبانان اصلی برگزاری جشنهای مهدویت است. این روز در ایران تعطیل و روز جهانی مستضعفان نامیده شده است. در عراق نیز شیعیان ضمن برگزاری جشن نیمه شعبان، به زیارت امام حسین(ع) میروند. شیعیان در بحرین، یمن، مصر، لبنان و سوریه و هند نیز جشنهای نیمه شعبان را گسترده برگزار میکنند.[۲۱۴]
فرق شیعه نظیر زیدیه و اسماعیلیه، ضمن پذیرش اصل مهدویت، در موعود بودن امام و مصداق آن (موعود)، با امامیه اختلافنظر دارند. برخی از فرق شیعه مانند انشعاباتی از زیدیه، متولد شدن امام مهدی در گذشته و غیبت او را نمیپذیرند و تنها معتقد به موعود بودن و ظهور امام مهدی در آخرالزمان هستند از این رو انطباق مصداق امام موعود و منتظر در امام دوازدهم شیعیان امامی، یعنی محمد بن حسن عسکرى(ع) را رد کرده یا حداقل تأیید نمیکنند. آنان تنها معتقدند امام منتظر در آخرالزمان به دنیا آمده، قیام خواهد کرد.
به طور کلی مهدویت در زیدیه، مهدویت نوعیه است. آنها آخرین امام از سلسله ائمه را، که جهان را پر از عدل و داد میکند، مهدی موعود میدانند و معتقدند باید از هر سیدی که دعوت به خود کند پیروی کرد، چه بسا او همان مهدی موعود باشد[۲۱۵] اگر جهان را پر از عدل و داد کرد و کار را به اتمام رساند، مهدی موعود بودن او معلوم میشود، در غیر این صورت منتظر سید دیگری میمانند.[۲۱۶]
در طول تاریخ گروههایی از زیدیه، ادعای مهدویت امامانی که در قیامها کشته شدهاند را مطرح میکردند و معتقد بودند آنان روزی بازخواهند گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد. آنان در مورد زید بن علی،[۲۱۷] نفس زکیه،[۲۱۸] محمد بن قاسم بن علی بن عُمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(متوفی ۲۱۹ق)،[۲۱۹] یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن حسین (متوفی ۲۵۰ق)[۲۲۰] و حسین بن قاسم عیانی (متوفی ۴۰۴ق) ادعای مهدویت کردهاند.[۲۲۱]
در منابع روایی اهل سنت احادیث متعددی درباره مهدی و منجی آخرالزمان آمده است که برخی محدثان بزرگ اهل سنت مانند آبری شافعی،[۲۲۲] عبدالحق دهلوی،[۲۲۳] سفارینی،[۲۲۴] و شوکانی[۲۲۵] به متواتر بودن آنها تصریح کردهاند. اهل سنت به دنبال این روایات به وجود «مهدی» باور دارند. مهمترین ویژگیهای مشترک باور شیعه و اهل سنت در این موضوع چنین هستند: وی از نسل پیامبر اکرم و همنام با ایشان و با لقب «مهدی» است، قیامی حتمی در آخر الزمان خواهد داشت که بر همه ظالمین پیروز شده و عدل و داد را در سراسر جهان برقرار میکند همانگونه که ظلم و جور زمین را فرا گرفته بود و به همراه او حضرت عیسی به زمین باز میگردد.[۲۲۶]
نقاط اختلاف این روایات با احادیث شیعه از این قرارند:
تعداد اندکی از اهل سنت اصل باور به «مهدی» و روایات مربوط به آن را ضعیف دانستهاند، از جمله ابن خلدون در کتاب تاریخ خود[۲۳۰] و رشید رضا در تفسیر المنار.[۲۳۱]
موضوع پژوهش برخی از شرقشناسان، مسأله مهدویت بوده است و دیدگاههای مختلفی در این زمینه ارائه کردهاند.
هانری کربن با نگاه پدیدارشناسانه، مهدویت را از محوریترین عناصر اعتقادی عرفان و حکمت شیعی تلقی میکند. از نظر وی مهدویت به معنای تفسیر باطن دین و ظهور امام، احیای دوباره حیات انسانهاست.[۲۳۲] از نگاه او با ظهور همه مبانی پنهان یا معانی معنوی، وحی الهی آشکار میشود.[۲۳۳]
دارمستتر نویسنده فرانسوی با نگاهی تاریخی معتقد است که مهدویت در قرآن نیامده است و در سخنان پیامبر نیز نشانههای روشنی در این زمینه وجود ندارد. وی مهدویت را زاییده اندیشه فکری شیعه و متأثر از اساطیر ایرانی میداند.[۲۳۴] فان فلوتن خاورشناس هندی مدعی است که اندیشه مهدویت به وسیله شیعیان کوفه ترویج شده است تا بتوانند از پتانسیل و تواناییهای آن در مقابله با خلافت خلفای بنی امیه ساکن شام استفاده کنند.[۲۳۵]
ایگناتس گلدتسیهر خاورشناس مجارستانی با نگاهی تاریخی معتقد است که اعتقاد به مهدویت ریشه در عناصر فکری یهودی و مسیحی دارد و در آن پارهای از ویژگی مبحث سوشیانس که مورد استفاده زرتشتیان است دیده میشود.[۲۳۶] دیوید سامویل مارگولیوث معتقد است که مهدویت از زمان محمد بن حنفیه توسط مختار و عدهای از طرفداران محمد بن حنفیه -فرقه کیسانیه- به وجود آمده که پس از کشته شدن او، عنوان مهدی را به او اطلاق کردهاند.[۲۳۷]
روز میلاد امام حسین(ع)، مجالی است برای پاسداری نام پاسدار، این دلیرمردان روزگار و اسوه های ایثار.
سلام بر شما، مالک اشترها و ابوذرهای زمان که مصداق حرّیت اباعبدالله اید.
ولادت امام حسين(ع) و روز پاسدار مبارک باد
باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان بـه استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان رابه فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سرمست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طربانگیز نو روز و جشن شکوفهها را برگذار مینمایند. عید نوروز بر شـما مبارک باد.
بر عالم سرما زده گرما دادند
خورشیدترین ، تو را به دنیا دادند
با سجده و سجاده چهل روز گذشت
تا عاقبت آن سیب خدا را دادند . . .
میلاد با سعادت حضرت فاطمه (س) و روز زن بر شما مبارک
درخشان ترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه کبری فرزند پاکیزه موسی بن جعفر(ع) است. حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) هر دو از یک مادر به نام «نجمه» (ستاره)متولد شده اند. در کتابهای تاریخی برای مادر حضرت ده نام و لقب ذکر شده است که عباتند از: نجمه، تکتم، خیزران مرسیه، اروی، ام البنین، طاهره، سکن،سمانه، شقرا، صقر. مؤلف «مستدرک سفینة البحار» در تعیین سال ولادت حضرت معصومه(ص) می نویسد: «فاطمة المعصومة المولودة فی غرة ذی القعدة سنة 173؛ فاطمه معصومه در اول ذیقعده 173هجری دیده به جهان گشود.» نویسنده تاریخ قم تنها به سال وفات (201 ه. ق) حضرت معصومه(س) اشاره کرده است. برخی دیگر از متاخرین، دهم ربیع الثانی را روز ارتحال آن حضرت ذکر کرده اند.
هجرت امام رضا(ع) از مسیر بصره، اهواز و فارس به مرو صورت گرفت؛ در حالی که، هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) یک سال پس از آن، از مسیر دیگری انجام شد. حسن بن محمد بن حسن قمی می نویسد: «از سادات حسینیه از فرزندان موسی بن جعفر(علیهما السلام) که به قم آمدند فاطمه دختر موسی بن جعفر(علیهما السلام) بود. چنین گویند بعضی از مشایخ قم که چون امام علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) را از مدینه بیرون کردند تا به مرو رود از برای عقد بیعت به ولایت عهد برای او فی سنة ماتین،خواهر او فاطمه بنت موسی بن جعفر(علیهم السلام) در سنه احدی و ماتین به طلب بیرون آمد چون به ساوه رسید، بیمار شد. پرسید که میان من و میان شهر قم چقدر مسافت است؟ او را گفتند که ده فرسخ است. خادم خود را بفرمود تا او را بردارد و به قم برد. خادم او را به قم آورد...»
سرای «موسی بن خزرج» که حضرت معصومه (س) چند صباحی در آنجا به سر برد، به مدرسه معروف «ستیه» است. این سرا در محله «میدان میر» وسط شهر قم در یکی از محله های قدیمی بود و عبادتگاه آن حضرت به نام «بیت النور» در وسط آن، قرار داشت. موسی بن خزرج پس از رحلت آن بانوی گرانقدر، محراب ایشان را به همان حال باقی گذارد، و دیگر نقاط خانه خویش را نیز به احترام ایشان، مسجد کرد .اصل محراب فاطمه معصومه(س) که در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاکنون پابرجاست و مردم از قدیم الایام تاکنون برای تیمن و تبرک و خواندن زیارت و دعا بدان جا می روند. محراب مزبور که غرفه کوچکی بیش نبوده، تجدید بنا شده و به صورتی زیبا در آمده است. و در کنار آن، مدرسه ای برای طلاب علوم دینی ساخته شده که به «مدرسه ستیه» معروف است.
بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است. و گستردگی آن با جمله بلند: «ولسوف یعتیک ربک فترضی» بیان گردیده است. همانا دو تن ازبانوان خاندان رسول مکرم شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فراگیرد:
1-خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها.
2-شفیعه روزجزا، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها.
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا سلام الله علیها همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج پیک وحی طاقه ابریشمی از جانب پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهریه فاطمه زهرا را شفاعت گنهکاران از امت محمد(ص) قرار داد.» باکلک تقدیر نقش بسته بود. این حدیث از طریق اهل سنت نیز آمده است. بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ کس و حداقل هیچ بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه دخت موسی بن جعفر سلام الله علیها نمی رسد، که امام به حق ناطق، حضرت جعفر صادق(ع) در این رابطه می فرماید: «تدخل بشفاعتها شیعتنا الجنه باجمعهم : با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.»
محدث قمی در فوائد رضویه در شرح حال ملاصدرا می نویسد: «ایشان به جهت برخی از ابتلائات از محل اقامت خود (شیراز) به به قریه ای از قرای قم به نام کَهَک در چهار فرسخی قم مهاجرت کرد که عش آل محمد است و حرم اهل بیت علیهم السلام. هنگامی که برخی مطالب علمی بر او مشکل می شد از کَهَک به زیارت حضرت سیده جلیله، فاطمه بنت موسی بن جعفر علیهم السلام مشرف می شد و از آثار فیض آن حرم مطهر بر او افاضه می شد و مشکلش حل می گردید». آیت الله فاضل لنکرانی نیز یکی از این نوع کرامت های حضرت فاطمه معصومه علیها السلام را که برای خودش روی داده این گونه نقل می کند: «موضوعی برای من پیش آمد که مربوط به سال ها قبل است. من هر وقت به این آیه شریفه«...إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» می رسیدم این سؤال در ذهنم می آمد. این مطلب سال ها ذهن مرا مشغول کرده بود و به صورت یک مشکل علمی در آمده بود تا آن که متوسل به حضرت معصومه علیها السلام شدم. بعد از این که زیارت را خواندم، عرض کردم: من امروز آمده ام و هیچ حاجتی مثل پول و منزل و...ندارم. فقط یک حاجت دارم و آن این است که در فهم آیه تطهیر مورد عنایت شما واقع شوم. آیه تطهیر را درست بفهمم و بنویسم و حل مشکل کنم. بعد آمدیم و شروع کردیم به نوشتن آیه تطهیر. یک مسائلی و یک مطالبی به برکت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام برای ما روشن شد که اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندیم آن مطالب برای ما روشن نمی شد.
سلام می کنم به تو ای دختر فرستاده خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه، ای دختر پیشوای مومنان، ای دختر حسن و حسین، ای دختر سرپرست الهی امت، ای خواهر سرپرست الهی امت، ای عمه سرپرست الهی امت، ای دختر موسی بن جعفر؛ و پیشکش تو باد مهر و افزون بخشی خداوند! سلام می کنم به تو و امید می ورزم که خدا ما و شما را در بهشت به هم بازشناساند و ما را در میانه شما برانگیزاند و در آن آبگیر که از آنِ پیام آورشماست، ما را بار دهد و به آن جام که از آن هموست، ما را بنوشاند همان که جام گردانش علی باشد، زاده ابوطالب و پیشکش همه شما باد، هر چه سلام خداوند است! و نیاز خواه ام از خدا که شادمانی و گشایش را در میانه شما به ما بنمایاند و ماو شما را با نیایتان، محمد(ص)، یک جا گرد آورد و بهره آشنایی با شما را از مابازنستاند و همانا خدا، سرپرستی است توانا. من به خدا نزدیکی می جویم با مهر ورزیدنم به شما و با کناره جستنم از دشمنان شما و با سرسپردنم به خداوند و به این شیوه بسی خرسندم بی آنکه ناباوری به خویش راه دهم و بزرگی بفروشم و به آنچه محمد ارمغان آورد، باور دارم و خشنودم.
..اولین بار با مرحوم حضرت آیت الله نجفی مرعشی (ره) آشنا شدم. ما معمولا نگهبان شب بودیم. درب حرم را باز می کردیم و می بستیم. درب حرم را که بازمی کردیم، اولین کسی که وارد می شد آیت الله نجفی بود. ایشان از نظر تقوی نمونه بودند. یکی از هم ولایتی های من که می خواست به مکه برود، آمد قم می خواست پیش آقای نجفی حساب مال کند. مرا در حرم پیدا کرد. با همان لباس خدام او راپیش آقا بردم. از او پرسیدند: اهل کجا هستی؟ اهل ساوه، دهات ...من در جوانی به آنجا آمده ام. مردمان مهربانی دارد. آیت الله مرعشی بعد از گفتن این سخن نگاهشان را به من دوختند و فرمودند: «شما جوان هستید. وقتی در حرم می خواهید جارو کنید، یک نیت هم بکنید و بگویید: یا فاطمه معصومه این جارو را برای رضای شما می کشم این نیت را که کردید حضرت معصومه به شما علاقه پیدا می کند. هر چه قدر که می توانید بیشتر جارو کنید و نیت هم بکنید. من خودم هر وقت گرفتاری داشته باشم می آیم اینجا. شما هم باید اینطور باشید.»
در احادیث فراوانی از قداست قم سخن رفته، تصویر آن در آسمان چهارم به رسول اکرم(ص) ارائه شده است. امیرمومنان(ع) به اهالی قم درود فرستاده و از جای پای جبرئیل در آن سخن گفته و امام صادق(ع) قم را حرم اهلبیت معرفی کرده وخاک آن را پاک و پاکیزه تعبیر کرده است. امام کاظم(ع) قم را عش آل محمد (آشیانه آل محمد(ص)) نامیده و یکی از درهای بهشت را از آن اهل قم دانسته. امام هادی(ع) اهل قم را «مغفور لهم» (آمرزیده) تعبیر کرده و امام حسن عسکری(ع) از حسن نیت آنهاتمجید کرده و با تعبیرات بلندی اهالی قم را ستوده است.اینها و دهها حدیث دیگری که در قداست و شرافت قم و اهل قم ازپیشوایان معصوم به ما رسیده، فضیلت و عظمت این سرزمین را برای همگان روشن می سازند، جز این که باید دید راز و رمز این همه شرافت و قداست چیست؟ حدیثی که پیرامون ارتحال حضرت معصومه(س) به عنوان پیشگوئی از امام صادق(ع) نقل شده، از راز و رمز آن پرده بر می دارد و روشن می سازد که این همه فضیلت و شرافت، از ریحانه پیامبر،کریمه اهلبیت، مهین بانوی اسلام، حضرت معصومه(س) سرچشمه می گیرد، که در این سرزمین دیده از جهان فرو بسته، گردو خاک این سرزمین را توتیای دیدگان حور و ملائک نموده است.
سایر امامزادگان قم
پس از به ولایتعهدی رسیدن امام رضا علیه السلام علویان و سادات بی شماری به شوق دیدار وی راهی سرزمین ایران گشتند. ولی بعض از آنان هنوز در نیمه های راه بودند که خبر شهادت امام(ع) را شنیدند و دیگر به حجاز باز نگشته و از خوف جان خویش در مناطق امن ایران بخصوص شهر قم جلای وطن زدند. از این رو بسیاری از امامزادگان به این منطقه مهاجرت کرده و پس از گذراندن عمر طبیعی خویش در همین دیار به خاک آرمیدند و برکات و معنویات بسیاری را برای این دیار به بار آوردند. و این نیز از افتخارات این شهر و مردمش به شمار می رود. زیرا زمانی که فرزندان امامان در گوشه و کنار سرزمینهای مختلف به شهادت می رسیدند امامزادگان بسیاری در کمال آرامش، زندگی خویش را در این منطقه سپری می کردند. مردم این دیار همان گونه که از دخت گرامی امام موسی بن جعفر(ع) به گرمی استقبال نمودند از دیگر امامزادگان و مهاجران سادات نیز استقبال نمودند و برگ افتخار دیگری بر کتاب تاریخ خویش افزودند. شاهد این مطلب کثرت بی شماری از امامزادگان این شهر می باشد. به طوری که رقم امامزادگان این خطه را چهارصد و چهل و چهار (444) عدد بیان داشته اند که بعضی از آنان دارای بقعه و ضریح نیز می باشند و از زیباترین شیوه های معماری عصر و دوران خود بهره مندند.
سخن دل
شهر از های های مرثیه و شیون، در خود مچاله می شود. باد بر پنجره ها می کوبد و درختان را به سوگواری می خواند. عرش و فرش، در حلقه اندوهی سخت، به عزا نشسته اند. آه ای بانوی آینه ها! ظلمت روزهای بی تو را چگونه تاب آوریم که درخشش چشمانت، خورشید را از سکه انداخته بود؟ شب های بی تو، ماه را به گریه انداخته است. تو خاتون ستاره هایی و آسمان، خلاصه نگاه روشن تو است. هنوز کوچه های قم، رد گام های تو را به سجده می آیند. دایرة المعارف آگاهی و عرفان، در نفس های عالمانه ات به گُل می نشست. می روی و ما با این همه سؤال بی جواب، سمت کدام سرچشمه را جست وجو کنیم؟ می روی...رفته ای و کبوتران، داغ کوچت را بر گلدسته های حرم کز کرده اند. تو فاطمه معصومه ای؛ قدسیه ای از تبار آفتاب و رود. این گونه است که موج ها، سیاهپوش رفتنت، سر بر سنگ های ساحل می کوبند.